هورا . من اومدم !!!
لحظه ها جاویدند
روزهایی که می گذرند نابود نیستند , برنمیگردند ولی مانند زندگی سرگذشت نانوشته انسانهاست .
فهرستی از تعلقات و تنفرات , شادی ها و درد ها . دفتری که بی اختیار باز میشود ولی میتواند با اختیار جاوید باشد یا اسیر زوال.
روزها برگ هایی از دفتر زندگیند, دقیقه ها و ثانیه ها سطور کلمات آن . زندگی مجموعه ای است از خاطراتی که ماندگارند. تنها بازماندگان طوفان عمر .
خاطرات تنها دستاوردهای زمانند, خواه تلخ و خواه شیرین .
زندگی دفتریست که با تولد باز و به مرگ ختم میشود . دفتری که ما آن را سوزانده ایم .
نام ها تنها یادگارهایی هستند که حتی نمیتوان از خاکستر عمر محوشان کرد و ما هستیم خالق این خاکستر لحظات .
قبل از هر چیزی به خودم و خانم معلم روز به این خوشگلی رو تبریک میگم . امروز سالگرد روزی بود که من و خانم معلم پیمان عشق رو با هم بستیم و هر روز هم به اون بیشتر عشق ورزیدیم .
خانم معلم ماهم فدای چشم های نازی نازی تو بشم همه جا داد میزنم تو فقط مال منی .
هورای من اومدم . دوران آموزشی من سپری شد . با همه سختی های طاقت فرسای اون که برای من کوله باری از خاطرات وحشتناک و خوب و بد و خنده دار رو رقم زد و چند تا دوست خوب پیدا کردم و فرصتی که من اسم اون رو گذاستم استوپ زندگی همیشگی !!!
الان دارم دوران بسیار خوب پایان دوره رو سپری میکنم ولی هنوز که هنوز هم هستش خستگی دوران آموزشی از تنم بیرون نرفته و بدنم احساس خستگی میکنه .
نمیدونم از کجای دوران بگم !!! ولی فقط میگم که دوره ای هستش که میخواد به جوون این مرز و بوم مفاهیمی رو آموزش بده و نشون بده که نتونسته مملکت ما توی بیست و چند سال زندگی قبل از آموزشی نشون بده و آموزش بده . خلاصه اگه از من بپرسید میگم دوران فوق العاده سخت با قوانینی کاملا خاص که زندگی رو از زاویه ای نشون میده که تا قبل از رفتن نمیبینن .
حرف های زیادی برای گفتن و نوشتن دارم که به موقع مینویسم .
همیشه شاد باشید .