‏نمایش پست‌ها با برچسب پراکنده. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب پراکنده. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، اردیبهشت ۲۳، ۱۳۸۸

به روز شدم !

سلام به خستگی خودم . الان ساعت یازده و نیم هستش . 15 دقیقه پیش رسیدم خونه . خسته خسته خسته
شامم رو آوردم تو اتاقم بخورم . حتی رضا هم نیست کمی اذیتش کنم . اینم از آهنگ های جدید بنیامین .
حتما بخرید آلبومش رو .
بعد از چند وقت کار فوق العاده فوق العاده سنگین شرکت اومدیم استراحت اجباری!!!!
از فردا کمی به کارهای عقب افتادم میرسم .
فعلا خواب .

پنجشنبه، فروردین ۰۶، ۱۳۸۸

پراکنده های عید دو !


کمی +18!!!!! جاتون خالی ! کلی خندیدم و کلی هم بریزو بپاش کردم و حتی یک استکان رو هم شکوندم !!!!!
از دستم افتادم فکر نکنید از عمد شکوندم . کلی هم خجالت کشیدم .
خونه خاله اینا دعوت بودیم و جمع همه خاله ها جمع بود!!!
این چند روزه خوابم کمتر از 3 و یا 4 ساعت هستش و کلا خسته ! چسبیدم به کار !!!
الان هم که این مطلب رو می نویسم ساعت 12 گذشته ! و فردا صبح زود باید برم بیرون تا این کارگرها گند بالا نیارن !
فکر کنم بازم کمتر از 5 ساعت خواب دارم !
تو این فصل بهار آدم حالی به حالی میشه و یا خوابش میاد و یا حشریه ! من که خوابم کمه پس طبیعتا!!!!!!!!
نمیدونم چه سری نهفته تو این بهار که آدمیزاد دائم این دو حس بهش دست میده و این تعطیلات هم که حسابی آدمو گشاد میکنه و خاطرات خوش گذشته آدم تداعی میکنه !!! باید متاهل ها از ثانیه ثانیه این لحظه های عید استفاده کنن !
امروز پسر خالم همش از دختر حرف می زد و خدا رو هزار مرتبه شکر می کنم که داره ازدواج می کنه وگرنه ترتیپ من رو می داد تو خونشون ! من پسر خالم عاشق سینه بزرگ دختره !!!!!!!!
اصلا میدونید چیه ؟ حرفم با کسایی که سینه بزرگ دوست دارن !!!! :
خاک بر سر همتون ! بی سلیقه ها ! آلان مُد کوچیکه ! جوادا ! الان سینه کوچیک مده و رو بورسه ! همه میرن کلی پول خرج میکنن و Liposucktion میکنن سینه هاشون کوچیک بشه بعد شما اُمُل ها هنوز عاشق سینه های بزرگ و مشک دوغی و سکینه سه پستونی هستین ؟!!!
بگذریم . برنامه سفر من مشخص شد . فردا میریم و تا 4 - 5 روز نیستم .
میخوام برم کمی آب و هوا عوض کنم . بعد از خدمت و انقدر فشار کاری و روحی و روانی و ...
نیاز دارم به چند روز مسافرت . سعی می کنم حسابی خوش بگذرونم .
و اما فراموش نکینید ای دوستان :
سه چیز در زندگی هیچگاه باز نمی گردد:زمان،کلمات و موقعیت ها. سه چیز در زندگی هیچگاه نباید از دست بروند: آرامش،امید و صداقت. سه چیز در زندگی هیچگاه قطعی نیستند: رویاها،موفقیت و شانس. سه چیز در زندگی از با ارزش ترین ها هستند: عشق،اعتماد به نفس و دوستان
همیشه شاد

دوشنبه، فروردین ۰۳، ۱۳۸۸

پراکنده های عید !


پراکنده های عید
تا حالا یادم نمیاد ایام عید رفته باشم مسافرت !!! همیشه در مغازه بودم و خانواده رفتن مسافرت .
امروز بابا گفت شاید به خاطر کاری که واسش پیش اومده نتونه بره مسافرت و این عید شاید من برم !!! البته من مسافرت کردن رو خیلی دوست دارم مخصوصا تو ایامی که همه میرن مثل عید .


تا چند روز آینده برنامه مشخص میشه .


تو زندگی آینده خودم حتما هفته اول عید رو به هزار و یک دلیل میرم مسافرت!
همیشه از دید و بازدیدهای عید متنفر بودم !!! طرف سالی یک بار احوالت رو نمی پرسه و ایام عید برای جبران کمبود ویتامین های بدنشون میریزن خونه و تا آخر وقت میخورن !!!!!
اقوام پدری که ژن های ترکی فوق العاده فعال هستش و توی زندگی خودم هیچ وقت احساس راحتی نکردم !!! زمانی که پا میزارن خونه برای عید دیدنی خیلی حرص می خورم ! و از اونجایی که آدم فوق العاده پر رو رویی هستم خیلی محترمانه ! سعی می کنم زمان موندنشون رو کم کنم !!!
از طرفی اقوام مادری خیلی خیلی عالی هستن و به جای پول کمی هم به مسائل جانبی زندگی ارزش قائل هستن و از مصاحبت با اون فوق العاده لذت می برم !
دختر خاله ای دارم که به خاطر راحتی میگم بهش وجی !و شوهرش به نام مسعود !
فوق العاده زندگی شیک و دلپذیری دارن !
راستش همیشه به این خانواده حسودیم میشه ! تو مشکلات خیلی زیادی با هم ازدواج کردن ! حتی یادم میاد عروسی بسیار ساده ای برگزار کردن و الان 14 سال هست که با هم هستن .
وقتی امروز تماس گرفتن که میان بقدری خوشحال شدم که حد نداشت !
زمانی که اومدن کمی بعد یکی دیگه از دختر خاله هام به همراه شوهرش اومد که بیشتر از 5 سال نیست که با هم ازدواج کردن و در شرف طلاق هستن !!!!!!!!!!!!!!!!!
وقتی اومدن به وجی گفتم تقابل 2 دختر خاله جالبه ها!!!
- آره نادر !تقابل شوهرامون جالبتره !!!!
زمانی که اومدن بیشتر به کیفیت زندگی این دو دختر خالم نگاه می کردم !
وجی خیلی خنده رو و خیلی راحت و عاشق زندگیش و دختر و شوهرش !
ولی اون یکی کلی مشکل و ....
کمی بعد وجی اومد کنارم :
- چی شده ؟
- هیچی وجی ! چرا مسعود کت شلوار نداره !
- نداره !!!!!!!!! گفته بعد از عید میخوا د بخره تا تخفیف بگیره !!! (صدای خنده)
- بهش میاد وجی تیپ اسپورت !!!
- آره راست میگی !!! خوبه نمیره !!!
- منم از خنده ریسه رفتم
مسعود که حرف وجی رو شنیده بود :
- وجی غیبت نکن عزیزم !!! من تیپ اسپورت میزنم .
- گفتم : وجی خانواده خوشبختی داری ! قدرش رو بدون
- نادر واسه خانوادم و حفظ روابط نزدیکم با مسعود وقت گذاشتم . من زندگیم رو دوست دارم
- آرزو می کنم همیشه پاینده باشه خانواده تون .
روز دوم عیدم هم گذشت با کلی مهمون که بهترینش دختر خاله وجی و مسعود بودن با دختر خوشگل و خوردنیشون .
در ضمن امروز روی شکل و شمایل وبلاگم کار کردم و بعد از 2 سال یه خونه تکونی اساسی کردم که به مرور بهترش می کنم .
به دوستای قدیمی خودم ایمیل زدم . قبل از سربازی این وبلاگ من چه برو بیایی داشت ! ولی الان حتی دوستانم فرصت ندارن ایمیل خودشون رو چک کنن . ولی من به همشون این سال نو رو تبریک می گم .
امید وارم امسال سال خیلی خوبی باشه برای همه و همه احساس خوشبختی کنن مثل دختر خاله وجی و مسعود .
همیشه شاد باشید .